تبلیغات
✿ ♡آخرین مسافر غریب زمان✿ ♡ - متنی ساده ولی ....
متنی ساده ولی سنگییین

پیش اقا امام زمان بودم
اقا داشت کارامو و گناهامو میدید گریه میکرد
گفتم:اقا
اقا گفت:جان اقا؟؟؟؟ به من نگو اقا بگو بابا
سرمو انداختم پایین
گفتم:بابا    شرمندم از گناه
اقا گفت:نبینم سرت پایین باشه ها عیب نداره بچه هر کاری کنه پای باباش مینویسن

میفهمی یعنی چی؟؟؟



طبقه بندی: یا صاحب الزمان العجل العجل، داستان مهدوی، متن ادبی امام زمان،
برچسب ها: گناه، پدر، گریه،

تاریخ : شنبه 16 بهمن 1395 | 07:59 ب.ظ | نویسنده : زهرا شیری | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.